پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - ايران، مصر و استراتژى منطقه
ايران، مصر و استراتژى منطقه
اميد حاتمى
روابط و مناسبات سياسى ايران و مصر در طول ساليان گذشته، فراز و نشيبها و كش و قوسهاى زيادى به همراه داشته و اين كش و قوسها مصرىها را همواره بين دو موضع بيم و اميد قرار داده است. اما تحولات جديد منطقه و نقش و جايگاه با اهميت ايران در تعيين و جهتدهى استراتژىهاى منطقه، مصرىها را بر آن داشته كه بيش از پيش به فكر عادىسازى روابطى باشند كه در گذشتهها به تيرگى گراييده و تا قطع روابط و تعطيلى دفتر حفاظت منافع ايران در قاهره نيز پيش رفته است.
با اين حال انگيزههاى تقريبا ناشناختهاى باعث گرديده است كه مقامات مصرى، گاه سخنان ناهمگون با ضرورتهاى ياستخارجىشان در رابطه با مناسبات خود با ايران اظهار كنند. تازهترين اين اظهارات، متهم ساختن تهران به حمايت از تروريستهاى مصرى توسط آقاى حسنى مبارك است كه واكنشهاى تند مسئولان سياستخارجى ايران را برانگيخت; به طورىكه آقاى خرازى وزير خارجه و امينزاده معاون وى هر دو تصريح كردند كه رابطه با مصر در دستور كار ايران نيست. اين اظهارات و اعلام مواضع با برخى تحولات داخلى مصر از جمله تمهيدات حسنى مبارك براى جانشينى فرزندش جمال مبارك به جاى خود و دعوت از اسرائيلىها براى مذاكره درباره روند صلح خاورميانه، همراه شده و چندى پيش حسنى مبارك طى يك گفتوگوى تلفنى با شارون، ضمن تبريك انتصاب مجدد وى در پى انتخابات اخير اسرائيل، از وى براى سفر به مصر واز سرگيرى مذكرات دعوت كرد; اگر چه يك سال پيش از آن شارون را به تعمد و اخلال در مذاكرات خاورميانه متهم كرده بود.
بنابراين نيم نگاهى به مسئله فلسطين به عنوان يك مسئله مهم مشترك بين دو كشور ايران و مصر و احتمال آن كه مواضع ياد شده در پيگيرى مسئله فلسطين تاثير گذار باشد، ضرورت كنار گذاشتن اختلافات بىاساسى را كه متكى و مستند به هيچگونه مدرك و دلايل قانعكنندهاى نيست، منتفى نساخته و حتى تاكيدى بر آن مىتواند باشد.
بر اين اساس، مرورى بر روند مناسبات و تحولات در روابط دو كشور، چشماندازى روشن و مثبت را از روابط و آينده طرفين، بازگو خواهد كرد.
ايران و مصر به عنوان دو مركز عمده و دو حوزه اصلى تمدن شرق، از دير باز با يكديگر ارتباط داشته، در پيشبرد تاريخ و تمدن بشرى نقشى بسيار تعيين كننده ايفا كردهاند. آغاز اين روابط به زمانهاى بسيار دور باز مىگردد; زمانى كه هر دو كشور گهواره تمدنهاى عصر خود بودند.
روابط و مناسبات سياسى ايران و مصر، پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، به دليل امضاى قرار داد كمپ ديويد، به دستور امام خمينى (ره)، در سال ١٩٧٩ قطع گرديد. با پذيرش شاه مخلوع از سوى مصر، روابط فيمابين متشنجشد. پس از آغاز جنگ ايران و عراق، نخست مصر هر دو طرف را محكوم كرد و مخالفتخود را با اين جنگ بيهوده ميان دو كشور مسلمان و همسايه ابراز داشت; اما مصر از اينكه عراق مىتوانستسدى در مقابل گسترش انقلاب اسلامى باشد، خشنود بود. از همين رو، مصر پس از شدت يافتن جنگ، كمكهاى نظامى بسيارى به عراق كرد.
رشد جنبش اسلامى در منطقه، به طور اعم، و در مصر، بهطور اخص، كه مشخصا پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، روند قابل توجهى گرفت، موجب گرديد تا مقامات مصرى، ايران را به دخالت در امور داخلى كشور خود متهم كنند; با اين حال هيچگاه نتوانستند مدرك يا سندى در اين خصوص ارائه نمايند. از سوى ديگر دولت مصر با عنوان كردن همين اتهام در تاريخ سيزدهم اسفند ماه ١٣٦٦، اقدام به بستن دفتر حفاظت منافع جمهورى اسلامى ايران در قاهره كرد.
با پذيرش قطعنامه ٥٩٨ و پايان جنگ تحميلى، جمهورى اسلامى ايران دريك حركتبشردوستانه و بهطور يكجانبه، اسراى مصرى را كه در طول جنگ در كنار نيروهاى عراق به اسارت در آمده بودند، از طريق وساطتشيخ محمد غزالى، روحانى برجسته مصرى آزاد كرد.
پس از جريان جنگ دوم خليج فارس و آزادسازى كويت توسط نيروهاى متفقين به رهبرى آمريكا، بار ديگر نقشه سياسى خاورميانه دگرگون شد. اين دگرگونىها و تحولات، زمينه مناسبى براى نزديكى تهران و قاهره فراهم آورد و در تاريخ هشتم ارديبهشت ماه سال ١٣٧٠، دفاتر حفاظت منافع دو كشور در تهران و قاهره گشايش يافت. از آن زمان تاكنون، مقامات دو كشور، طى تماسها و گفتوگوهاى دوجانبه در صدد بهبود مناسبات برآمده، مىكوشند تا سطح آن را ارتقا دهند.
طى يك دهه گذشته، دو كشور در مسايل بينالمللى زير، همكارى خوبى با يكديگر داشتهاند:
١. هماهنگى مواضع دو كشور در مسئله بوسنى;
٢. موضعگيرى نزديك دو كشور درباره پيمان منع گسترش سلاحهاى كشتار جمعى;
٣. رايزنىهاى دو كشور در مسئله حقوق بشر كه به تغييراتى مهم در قطعنامه حقوق بشر عليه ايران از مثبت و ممتنع انجاميد;
٤. همكارى دو كشور در چارچوب سازمان كنفرانس اسلامى و شركت عمرو موسى، وزير خارجه مصر در اجلاس تهران.
با اين وجود، چندى پيش «حسنى مبارك» رييس رژيم مصر، با متهم كردن جمهورى اسلامى ايران به پناه دادن به تروريستهاى مصرى گفت: عادى سازى روابط بين ايران و مصر تا زمانى كه تهران مبادرت به اين كار مىكند، منتفى خواهد بود.
بىهيچ ترديد براى امت مسلمان و براى جهان اسلام خسارت بزرگى است كه مصر را از دستبدهد. بىشك ما با مصر در مسئله كمپ ديويد اختلاف اصولى و ريشهاى داريم و موضع جمهورى اسلامى ايران در مسئله فلسطين شفافترين مواضع است و چگونگى آن هم بر همه روشن است. ولى به باور ما، مسايل سياسى قابل تغيير و تحول، نبايد مانع از همكارى و ارتباط دو كشور در مسايل دو جانبه و مسايل مبتلا به جهان اسلام شود.
اصولا مسئله مورد اختلاف را بايد بهتدريجحل كرد. لزومى ندارد كه ما فقط در موارد اختلافى صحبت كنيم; چرا كه موارد وفاق، فراوان است و ما بايد در افزايش آن بكوشيم. آيا فقط از راه «حمله» و قطع رابطه، مىتوان مسايل مورد اختلاف را بر طرف ساخت؟ يا راههاى ديگرى هم براى اين گونه امور وجود دارد؟ در جايى كه ما در جهان آماده گفتوگو و تبادل نظر هستيم، چرا اهل ايمان و برادران دينى با يكديگر به گفتوگو ننشينند؟
اصولا در هيچ جاى دنيا، رهبران احزاب و سياستمداران حاكم، حتى در ايران، در همه امور همفكر و همراى نيستند، اما آنها همواره مىكوشند كه موارد اختلاف را به حداقل برسانند و در تكامل و پيشرفت جامعه و امور كشور خود پيش بروند. چرا ما چنين نباشيم؟
به هر حال در شرايط فعلى كه فلسطينىها به جاى مذاكره و وقت تلف كردن در توافقنامههايى بىمايه و بىمعنى كه قبلا به آنها تحميل شده بود، انتفاضه را انتخاب كردهاند، فرصتى هم براى ايران و هم براى مصر دست داده است كه بيايند اختلاف و مشكلى را كه بر سر مسئله فلسطين دارند، حل كنند. اكنون اين مشكل مىتواند خودش مشكل گشا شود; به اين معنا كه مصرىها بدون اينكه از مواضع اصلى خود عقبنشينى كنند و ايران هم بدون اينكه از مواضع خود برگردد، همديگر را در جنگ ديپلماتيكى عليه اسرائيل، يارى دهند. ايران و مصر اگر بتوانند يكديگر را پشتيبانى كنند، مىتوانند تعادل منطقه را به نفع انتفاضه به هم بزنند.
دنياى سياست، عالم ممكنات است. هم ايران و هم مصرىها بايد اين را بدانند كه اگر روابط خوب، عادى، طبيعى و روشن و شفاف با هم داشته باشند، به هيچ وجه به معنى از دست رفتن پايگاههاى فكرى و عقيدتى نظام سياسى آن دو نخواهد بود.